از دیدگاه ابن عربی و بنابر نظریه خلق مدام، «علم» تجلی دائم خداوند بر دل هایی است که سرگرمی های دنیا آنها را محجوب نکرده باشد. علم حقیقی همراه با عمل است و نتیجه آن «بهشت معنوی» است. از نظر وی مقام علم، الهی و مقام معرفت، ربانی است؛ بنابراین علم برتر از معرفت است. عارف فقط محل شهود اسم «رب» خداوند است؛ اما عالم آن است که خداوند با ذات و الوهیت خود در او تجلی کرده است، پس تمام اسمای الهی را شهود می کند. بر اساس این تفاوت است که معرفت از عالم خلق و علم از عالم امر است. و نیز عارف دارای احوال عرفانی است، به خلاف عالم که آن احوال در او ظهور نمی کند؛ بلکه دارای مقامات ثابت است. عارفان موحد هستند؛ اما عالمان- گرچه از جهت عارف بودن موحدند- دارای «علم نسب» اند؛ تنها عالمان اند که علم احدیت کثرت و احدیت تمییز دارند.